دکتر انوشه

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

امیر نظام گروسی :

اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را

بدو  بخشم تن و جان و سر و پا را

جوانمردی به ان باشد که ملک خویشتن بخشی

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

دکتر انوشه :

اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما را

به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن محلقای ما که شور افکنده دنیا را


دکتر انوشه

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

امیر نظام گروسی :

اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را

بدو  بخشم تن و جان و سر و پا را

جوانمردی به ان باشد که ملک خویشتن بخشی

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

دکتر انوشه :

اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما را

به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن محلقای ما که شور افکنده دنیا را



آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند