چرا اولیا در مشارکت با مدرسه جدی نیستند؟

.

      2.  ضعف در برنامه ریزی و عملکرد یا  ناهماهنگی در نگرش ها  و تصمیم گیری ها

      با توجه به گوناگونی مدارس از نظر آموزشی ، اجتماعی و فرهنگی.

      3.   فعال نبودن دانش آموزان در امر مشارکت.

      4.   فعال نبودن معلمان در امر مشارکت.

      5.   نبود تبلیغات و آگاه سازی برای جلب مردم به مشارکت .

      راهکارها ی افزایش مشارکت اولیاء در مدارس :

      مهم ترین عامل در ایجاد جلب مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش آگاه کردن  مردم از تمام جوانب مشارکت است. برای این منظور می توان به اقدامات زیر دست  زد:

      1.   شرکت دادن مردم در جلسات عمومی انجمن اولیاء و مربیان.

      2.   ترغیب خانواده ها به شرکت مستمر در کلاس های آموزش خانواده.

      3.   گسترش تبلیغات رادیو  و تلویزیونی در این زمینه.

      4.  استفاده از نقش شوراهای آموزش و پرورش در جهت آگاهی دادن به مردم.

      5.  دعوت از اولیاء برای حضور مکرر در مدرسه و پیگیری وضعیت تحصیلی فرزندان خود.

      6.   برپایی نمایشگاهی از حاصل کار دانش آموزان و معلمان.

      7.   تجلیل از افراد خیر و معرفی آنان به مردم.

      8.   دعوت از اولیاء جهت بازدید از مدرسه های موفق.

      9.   تشویق مردم به مطالعه ی مجلات علمی و تربیتی.

روش های پیشنهادی برای جلب مشارکت اولیاء دانش آموزان در مدارس :

      1.  آگاه ساختن معلمان در مورد توانایی و ظرفیت عظیم اولیاء در آموزش و پرورش  کودکان و نوجوانان.

      2.  آموزش معلمان در جهت تقویت مهارت های ارتباطی آنان با اولیاء برای شناخت  بهتر انتظارات و نیازهای طبقات مختلف اجتماعی.

      3.   ایجاد تغییر و تحول در نحوه ی تشکیل انجمن اولیاء و مربیان در مدرسه.

      4.   تقویت مهارت های آموزشی و پرورشی اولیاء.

      5.  ایجاد تحول در جامعه ی محلی اطراف مدرسه، بازدید معلمان از خانه ی دانش  آموزان پر مسئله، حضور داوطلبان در مدرسه و ...

راههای گسترش مشارکت اولیاء و مربیان در مدارس :

      مهم ترین انتظارات اولیاء از مدیران بر اساس نتایج به دست آمده عبارتند از:

      1.  حضور همه جانبه ی اولیاء و مربیان در تصمیم گیری های آموزشی و اداره ی مدرسه.

      2.  اطلاع رسانی دقیق و به موقع درباره ی وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان  و مسائل و مشکلات مدرسه.

      3.   قدردانی از فعالیت ها و همکاری های اولیاء در مدرسه.

      4.   ایجاد فضای لازم برای رشد و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان.

      5.   استفاده مناسب از توانایی های تخصصی و مهارتی اولیاء.

      6.   برگزاری جلسات مشترک اولیاء و مربیان به طور مستمر.

      7.   کیفیت بخشی به امر آموزش در مدرسه


ارتقای مشارکت اولیا دانش آموزان در اداره امور مدرسه

انجمن های اولیا» و مربیان فصل مشترک همکاری های مردم و نظام تعلیم و تربیت کشور محسوب می شوند و از این رو دارای اهمیت اند به همین دلیل جلب مشارکت های فکری و عملی اولیا» و مربیان در زمینه حل و فصل مشکلات و نیز برقراری ارتباط درست و هماهنگی میان انجمن های یاد شده با واحدهای آموزشی کشور، نیازمند شناخت اهداف انجمن اولیا» و مربیان توسط والدین است تا با علاقه مندی و انگیزه بیش تر در مدارس به همفکری بپردازند.
در جهان امروز مشارکت و آموزش از پایه های بنیادین توسعه هستند با توجه به این که آموزش و پرورش نتیجه فعالیتهای سه نهاد عمده خانه، مدرسه و جامعه است. همکاری این سه نهاد در امور آموزش و پرورش بیش از پیش ضرورت دارد.
مشارکت در امور آموزش و پرورش ویژه دوره های بحرانی کشور و دستگاه آموزش و پرورش نیست، بلکه برای تحقق بهینه ی آموزش و پرورش نوباوگان کشور ، مشارکت گروههای اجتماعی گوناگون همواره لازم و ضروری است.
امروز اساس پیشرفت و توسعه تفکر گروهی است . تفکر گروهی جز با مشارکت همگان و احاد گوناگون مردم تحقق نمی یابد. تفکر گروهی به این معنی است که همه کسانی که می توانند در عرصه هایی چون کمک فکری ، پرداخت مالی، کمکهای فنی یا عرصه علمی فعالیت کنند به یاری و همکاری طلبیده شوند .
مشارکت در حد مشارکت مالی یا شرکت در تاسیس مدرسه و جز آنها نمی تواند پاسخگوی همه معضلات آموزش و پرورش کشور باشد.
آموزش و پرورش گستره ای بسیار وسیع دارد و این وسعت و گستردگی ایجاب می کند که به مشارکت از ابعاد گوناگون بنگریم.
رابطه خانه و مدرسه همچون رابطه جسم و روح است، هیچ کدام بدون دیگری نمی تواند به اهداف خود برسد و به قولی خانه و مدرسه دو بال لازم برای پروازند و بدون دیگری امکان پرواز وجود ندارد.
هدف از مشارکت استحکام بخشیدن به روابط بین خانه و مدرسه و تقویت و توسعه فرهنگ مشارکت و ایجاد فضایی مناسب به منظور تبادل افکار، اطلاعات و تجارب اولیا» و مربیان با یکدیگر و ارتقای سطح آگاهی آنان و تبیین جایگاه انجمن اولیا» و مربیان در نظام تعلیم و تربیت است.
پیشنهادهایی برای افزایش مشارکت اولیا در امور مدرسه

براي مشارکت اوليا در امور مدرسه ، تدوين راهبردي مبتني بر سازمان دهي و اتخاذ سياست ها و خط مشي هايي که بتواند مشارکت حد اکثري اوليا را به دنبال داشته باشد ، از اهميت و ضرورت خاص برخوردار است . البته سياست مشارکتي بايد با سياست هاي تغيير نگرش مديران و اوليا نسبت به برقراري ارتباط با هم افزايش انگيزه در آنها همراه باشد تا نتايج اثر بخش حاصل شود . در کنار اقدامات فوق برخي از راه هايي که موجب افزايش مشارکت اوليا مي شود عبارتند از :
1 – زمان کافي براي مشارکت اوليا وجود داشته با شد . در اين جهت ، دولت مي تواند با تصويب قانوني ، حضور اوليا ، به ويژه پدران را در زمان برگزاري انتخابات انجمن اوليا و مربيان مدرسه و نيز تشکيل جلسات عمومي انجمن در طي سال ، به مدت 8 ساعت قانون مند نموده ، جزء زمان کار آنها به حساب آورد .
2 – باز نگري در قوانين و مقررات موجود در زمينه ي ارتباط اوليا با مدارس و تدوين قوانين مرتبط با موضوع ، در سطحي بالاتر از آموزش و پرورش ، از جمله در هيأ ت محترم دولت يا مجلس محترم شوراي اسلامي ، با توجه به نياز ها و الزامات فرا روي جامعه .
3 – هدايت قانون مند مديران آموزش و پرورش از جمله مديرا ن مدارس در جهت جلب مشارکت هاي اوليا و ارزيابي از عملکرد آنها در اين زمينه .
4 – پخش برنامه هاي مناسب از طريق رسانه هاي ارتباط جمعي ، به ويژه تلويزيون ، براي تبيين مزاياي مشارکت اوليا در امور مدرسه .
5 – افزايش منابع و امکانات انجمن اوليا و مربيان براي اجراي برنامه هاي مرتبط با جذب مشارکت هاي اوليا .
روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه
آيا شما به عنوان والدين مي دانيد در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظايفي بر عهده داريد؟والدين وظيفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافي از وضع درسي واخلاقي فرزندشان، تصميم معقولي براي مشارکت درتربيت آنها اتخاذکنند. دربرقراري ارتباط بايد به چند نکته اساسي توجه کنند.
1 -والدين زماني قادر خواهند بود نقش تربيتي خود را به نحو مطلوب ايفا کنند و با مدرسه ارتباطي صحيح برقرار نمايند که از وضع درسي و رفتاري فرزندشان اطلاع کافي داشته باشند.
2- والدين در موقع حضور در مدرسه، هميشه بايد حفظ آرامش را به عنوان يک اصل به خاطر داشته باشند. گاهي ممکن است پدر و مادر با مشاهد ه ضعف درسي در دانش آموز و يا گريه هاي او که مخصوصا در دوره ابتدايي بيش تر اتفاق مي افتد، احساساتي شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولياي مدرسه برخورد کنند. قطعا چنين حالتي مخل برقراري ارتباط موثر با مسوولان مدرسه خواهد بود.
3- والدين بايد در مدرسه به عنوان ولي حضور پيدا کنند، نه به عنوان فردي که در يک جاي خاص، مسووليت دارد. اگر پدر يا مادر دانش آموز در وزارتخانه يا سازماني، مسووليت اجرايي سطح بالايي دارد و در آنجا به عنوان رئيس ايفاي نقش مي کند و به تناسب مسووليت، گاهي امر و نهي مي نمايد، نبايد با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند.
4- ارتباط اوليا با مسوولان مدرسه بايد مستمر باشد. معناي استمرار اين نيست که هر روز سري به مدرسه بزنند، بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسي و رفتاري فرزند خود رسيدگي کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده، با مدرسه ارتباط برقرار نمايند.
همکاري خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان
همکاري والدين با مسوولان مدرسه، در دوره ابتدايي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. مي توان گفت بعد اصلي همکاري اين دو را همکاري در مسائل آموزشي و پرورشي تشکيل مي دهد. نخستين نکته اينکه والدين بايد نسبت به پايه تحصيلي و عناوين دروس فرزند خودشان اطلاع کافي داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازين کتاب هاي درسي، آگاهي نسبي به دست آورند. گاهي در بحث هاي مقدماتي کتاب هاي درسي نکاتي درج مي گردد که مطالعه آنها براي والدين ضروري است. شناخت نقاط ضعف درسي دانش آموز و همفکري براي رفع آن، ضرورت ديگر ارتباط خانه و مدرسه است. پس از گذشت چند هفته از سال تحصيلي مي توان در وضع درسي دانش آموز تامل کرد و نقاط قوت و ضعف او را شناخت. مطلب ديگر، توجه والدين و معلمان به ويژگي هاي رواني کودکان و ارتباط آن با پيشرفت تحصيلي آنان است. به عنوان مثال کودکان نياز به جلب توجه و ابراز خود دارند. آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدين وسيله اين نياز در آنان تامين و ارضا شود. اين نياز در دوران مدرسه، از طريق ارائه حاصل کارهاي خود در امور درسي جلوه گر مي شود. مثلا ممکن است کودکي نقاشي بکشد و آن را نزد پدر و يا مادر خود بياورد و ارائه دهد. در مقابل اين عمل، والدين بايد به آن توجه کنند و کودک را مورد تشويق قرار دهند. احتياج به هدف، نياز ديگر کودک است. اگر کودک بداند که درس را براي چه هدفي مي خواند و آثار و نتايج هريک از مواد درسي به او تفهيم شود، علاقه اش به درس خواندن افزايش پيدا مي کند.
همکاري خانه و مدرسه در امور رفتاري دانش آموزان
ترس از مدرسه يکي از رفتارهاي کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پايه اول ابتدايي است. علل مختلفي ممکن است اين رفتار را به وجود آورند. گاهي ممکن است دورشدن از خانواده، به ويژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدايي، رابطه عاطفي کودک با خانواده بسيار قوي است و او مايل نيست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غيبت از مدرسه، هم معنا نيستند. ترس از مدرسه با نوعي دل زدگي و تنفر از مدرسه همراه است، ولي غيبت از مدرسه همراه با چنين حالت عاطفي نيست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصيلي چند دفعه در کلاس درس خود حضور پيدا نکند و اين امر باعث عقب ماندگي تحصيلي او شود. گاهي ممکن است بيماري کودک موجب غيبت شود. هرچند بيمار شدن دليل موجهي براي غيبت است، ولي بعضي از مادران به دليل يک سرما خوردگي يا سرفه و يا خس خس کردن خفيف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه مي شوند، در حاليکه او را همراه با خود به بيرون مي برند! در چنين خانواده هايي گاهي با يک سردرد جزئي، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت مي شود و گاهي نيز تشويق مي گردد که وي علائم يک بيماري را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت ديگر غيبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضي خانواده ها از اين بابت شکايت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبي پاسخ مي دهد، ولي در مدرسه نمره کمي از معلم مي گيرد. به عبارت ديگر کودک توانايي هايي دارد و درس را نيز به خوبي خوانده است، ولي در اثر عواملي قادر به ابراز توانايي هاي خود نيست. گاهي شلوغي کلاس و زياد بودن عده دانش آموزان مانع از اين مي شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کند و با شنيدن پاسخ هاي يک دانش آموز و ارائه توصيه هاي لازم، از توانايي هاي او آگاهي پيدا کند و در نتيجه درباره وي به نحو مطلوب داوري نمايد. گاهي هم شلوغي مانع نيست، بلکه معلم روابط انساني مناسبي با کودک برقرار نمي کند و در نتيجه فضاي مناسب براي ابراز وجود و ارائه پاسخ هاي لازم براي دانش آموز به وجود نمي آيد. به عبارت ديگر در اثر فقدان روابط عاطفي سالم، توانايي کودک پنهان مي ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفي کند. ممکن است تحقير دانش آموز توسط همکلاسي ها موجب اختلال عاطفي در او شود و نتواند در يادگيري مطالب موفقيت به دست آورد و يا آموخته هاي خود را به خوبي عرضه کند. گاهي دانش آموزاني که با لهجه متفاوت از دانش آموزان ديگر صحبت مي کنند و يا لباس ويژه اي مي پوشند، در ميان دانش آموزان ديگر احساس غربت مي کنند و از جهت عاطفي امنيت خود را از دست مي دهند. هرجا که نيازهاي عاطفي کودک تامين گردد، براي مطالعه و يادگيري ترغيب مي شود و هرجا اختلالات عاطفي پيدا شود، علاقه به درس و يادگيري در او تضعيف مي گردد.

 

 

چرا والدین در جلسات انجمن اولیا و مربیان شرکت نمی کنند؟

حضور همه‌جانبه والدين در انجمن اوليا و مربيان و ارتباط آنها با مسوولان مدارس تاثيرات بسيار مهمي را از جمله رشد و افزايش سطح كيفي واحدهاي آموزشي به دنبال دارد.وما باید اولیاء را با موارد زیر آشنا کنیم 
شماري از والدين ضمن تاكيد بر حضور در انجمنهاي اوليا و مربيان، اين انجمنها را راهي براي نظارت موثر بر روند و وضعيت تحصيلي فرزندان خود می دانند
شركت در نشستهاي اوليا و مربيان باعث اطلاع والدين از منابع و شيوه‌هاي تدريس جديد در مدارس مي‌شود.
ارتباط والدين با مسوولان مدارس، معلمان را از نوع رفتار و خصوصيات اخلاقي دانش‌آموزان مطلع مي‌كند.
اطلاع معلمان از خصوصيات فردي دانش‌آموزان را راهي براي برقراري ارتباط دوسويه با دانش‌آموز و در نتيجه بالا بردن ميزان فراگيري آنان می باشد .
حضور نيافتن بعضي از والدين در نشست‌هاي اوليا و مربيان را با مطرح شدن بحثهاي مالي در اين انجمنها مرتبط می باشد 
اگر ما بتوانیم  سطح علمي و بينش جامعه، والدين را به منظور پيشرفت فرزندانشانارتقاء دهیم آنها  از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كنند.
حضور والدين در امور تربيتي دانش‌آموزان بالا رفتن سطح علمي و تربيتي فرزندان را موجب خواهد شد.
انجمن اوليا و مربيان نهادي است كه در آن اقدامات خانه، مدرسه و جامعه در جهت رسيدن به اهداف تعليم و تربيت دانش‌آموزان هماهنگ و همسو مي‌شود.
همكاري و مشاركت اوليا با معلم در تعليم و تربيت، همراهي با مدير در اجراي برنامه‌ها و همفكري با مسوولان آموزش و پرورش در تهيه و تدوين برنامه‌هاي آموزشي تربيتي را باید شعار انجمن اولیاء ومربیان اعلام نمائیم .
اطلاع از نحوه آموزش و موقعيت تحصيلي دانش‌آموزان يكي از راه‌هاي مشاركت در امور تحصيلي و تربيتي فرزندان و در نتيجه پيشرفت تحصيلي آنان می باشد که این امر مهم را باید به والدین آگاهی داد تا به وظایف خود در مقابل مدرسه عمل کنند